يحيى دولت آبادى
327
حيات يحيى ( فارسى )
نگاهدارى تمول هنگفت خويش خود را طرفدار سياست انگليس جلوه ميداده و با آنها بستوبندهاى پنهانى ميداشته از گرفتن پول و اسلحه هم از آنها براى خدمت كردن بسياست استعمارى و اقتصادى ايشان دريغ نميداشته است و با اين سياست نه تنها دربار ايران را از خود مرعوب نگاه ميداشته است بلكه عثمانيان همسايه ديوار به ديوار را از خود ميترسانيده از آنها در بصره و نواحى آن همهگونه استفاده ميكرده است . در اينوقت سياست مزبور بشيخ خزعل رسيده است كه مردى متهور و بيعاطفت داراى تمول بسيار و اولاد متعدد مىباشد و اكنون در سن ما بين شصت و هفتاد است . خزعل در ضعيف كردن سياست دولت مركزى در خوزستان وجودش مدخليت بزرگ داشته است اكنون كه دولت نظامى بوجود سردار سپه قوت گرفته است و ملوك الطوايفيها يكى بعد از ديگرى خاتمه داده شده و مىشود و سردار سپه ميخواهد خوزستان را هم تحت نفوذ نظامى خود درآورده همرنگ ديگر ايالتهاى ايران بسازد بديهى است كه اين مخالف ميل و قدرت و عادت خزعل مىباشد و ميكوشد از اقتدار او كاسته نشود و بهر وسيله متوسل ميگردد تا زير بار حكومت سردار سپه نرفته باشد شيخ محمره از انگليسيان كه تكيهگاه او بودهاند و از آنها اميدوارى داشته است اكنون آن اميد را ندارد چه آنها با حاصل بودن مقاصد سياسى و اقتصادى كه در ايران دارند در نزد حكومت مركزى مملكت ديگر بوجود امثال خزعلها احتياجى ندارند و بگفته مولوى چونكه صد آمد نود هم پيش ماست و از طرف ديگر منافع خود را در ايران و آسايش خاطر خويش را از حريف ستيزه بلشويك در اين قسمت از دنيا تا يك اندازه بقوى بودن دولت ايران ميدانند و نفوذ حكومت نظامى سردار سپه را در خوزستان اگر سودمند به حال مقاصد سياسى و اقتصادى خويش ندانند زيانبخش هم تصور نميكنند . و بهرصورت انگليسيان براى خاطر خزعل كه يكوقت طرف حاجت آنها بوده است سردار سپه را نميرنجانند با وجود اين به ظاهر با خزعل مهربانى كرده نصيحت ميدهند از سردار سپه اطاعت كند او هم ناچار است بپذيرد بسردار سپه هم ميگويند اندكى با وى مدارا كند و هرگز راضى نميشوند ميان آنها كار بمنازعه بكشد چونكه